احسان رفیعی نژاد

گوگل چگونه کار می‌کند

وقتی شروع به خواندن کتاب “گوگل چگونه کار می‌کند” کردم با توجه به نویسندگان و گردآورنده‌گان آن می‌دانستم این کتاب حرف‌های زیادی برای شنیدن خواهد داشت. کتابی که بخشی از تجربیات مدیریتی و رهبری گوگل را معرفی کرده است. این کتاب از تجربیات اریک اشمیت و جاناتان از بلند مرتبه‌ترین مدیران گوگل بهره برده و سعی کرده از جنبه مدیریتی درس‌هایی که در طول این سالیان برای گوگل داشته به دیگران منتقل کند. همان‌طور که روی جلد کتاب نوشته شده کتاب متمرکز بر اصول مدیریتی و رهبری ست، بیشتر تمرکز کتاب بر اصول طراحی و شکل‌دهی سازمان یا شرکت‌ها و همچنین حرکت آن‌ها در مسیر رشد و توسعه است، اما در عین حال برای سایر افراد نیز می‌تواند درس‌های زیادی داشته باشد. خواندن این کتاب را به کسانی که در زمینه راه‌اندازی کسب و کار و همکاری با استارت‌آپ ها علاقه‌مند هستند به شدت توصیه می‌کنم. تمرکز اصلی کتاب نشان دادن تاثیر نیروی انسانی و فرهنگ سازمانی یک مجموعه است، در بخش‌های زیادی از کتاب راه‌حل تنها به یک چیز ختم می‌شود؛ مهندسان گوگل . مدیران گوگل تاکید دارند که مهندسان برای اینکه موثر باشند تا حد زیادی نیاز به آزادی عمل دارند، بر خلاف فرهنگ سازمانی موجود، خصوصا در ایران که مدیران تصمیم‌گیری می‌کنند و اجرا به مهندسان واگذار می‌شود؛ در فرهنگ گوگل تقریبا تمام تصمیمات با همکاری نیروهای اجرایی و مهندسان گرفته می‌شود. در ادامه به بیان خلاصه‌ای از کتاب می‌پردازم :)

فرهنگ

از مهم‌ترین مسائلی که مدیران گوگل به آن پرداخته‌اند فرهنگ سازمانی ست. اولین کاری که در تعیین فرهنگ مجموعه خود باید انجام دهیم تعریف ارزش‌هاست، اینکه چه چیزهایی برای ما ارزش‌مند هستند. ابتدا باید تمام اعضای سازمان به شعارهایی که می‌دهیم باور داشته باشند، تنها در صورتی می‌توانیم به تحقق ارزش‌ها و شعارهایمان بپردازیم که همه به آن‌ها باور و ایمان داشته باشند. از دیگر نکات در فرهنگ سازمانی پرجمعیت نگه داشتن آن است. اغلب در سازمان ها و شرکت‌ها خصوصا سازمان‌های دولتی در ایران سعی بر جداسازی بخش‌های مختلف مجموعه از هم است، اما آنچه گوگلی‌ها بر آن تاکید دارند این است که فضا به گونه‌ای شکل بگیرد که اعضا و نیروها در کنار هم باشند، دلیل آن هم به وجود آمدن فضای گفت‌و‌گوی بیشتر بین مهندسان و نیروهای سازمان است. هر چه تعداد افراد بیشتر باشد احتمال یافتن راه‌حل بیشتر است مخصوصا زمانی که حوزه کاری افراد متفاوت باشد، می‌توانند با دید متفاوتی به مسائل و مشکلات نگاه کنند. یکی از اصلی‌ترین دلایل موفقیت سیلیکون ولی تجمع زیاد شرکت‌های خلاق و نوآور است علت تاکید گوگل بر پرجمعیت نگه داشتن نیز، ارتباط بیشتر نیروها (مهندسان و خلاقهای باهوش) است. مدیران گوگل در کتاب بیان می‌کنند که اعضای مجموعه با هم کار کنند، با هم غذا بخورند و با هم زندگی کنند. در واقع هر چه افراد بیشتر به سازمان تعلق خاطر داشته باشند برای پیشبرد اهداف آن بیشتر تلاش خواهند کرد. ”به اسب‌های آبی گوش ندهید”، این جمله به معنای آن است که فرهنگ سازمانی نباید به گونه‌ای باشد که افراد مجبور به تایید فردی باشند که بیشترین دستمزد را می‌گیرد یا مسئولیت بالاتری دارد. حتی نمونه‌هایی آورده شده که یک مهندس ساده در گوگل می‌تواند نظرات مخالف موسس‌های گوگل را در جلسه علنا بیان داشته و به مخالفت شدید با آن‌ها بپردازد، چیزی که تقریبا به دلیل سلسله مراتبی که در سازمان‌ها شکل گرفته، امکان‌پذیر نیست. “ قانون دو پیتزایی “، قانونی ست که تاکید می‌کند تعداد اعضای هر گروه نباید از حد معینی بیشتر باشد به طوری که تمام اعضای گروه باید با خوردن دو پیتزا سیر شوند. کوچک‌سازی باعث ایجاد صمیمت بیشتر، امکان انتقاد راحت‌تر و ارتباط آسان‌تر اعضاء می‌شود. گوگل معتقد است باید شرکت را پیرامون افرادی سازمان‌دهی که که بیشترین تاثیر را برای مجموعه دارند. گوگلی‌ها می‌گویند سربازها را تبعید کنید ولی برای ستاره‌ها بجنگید، یعنی نیروهای ارزشمند ستاره‌هایی هستند که رفتن‌شان از مجموعه می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به ما بزند پس باید برای نگه داشتن آن‌ها در مجموعه تمام تلاش را انجام دهیم. “تفریح” ، تفریح در فرهنگ گوگل جایگاه خاص خود را دارد، اگر تفریح‌های مناسب و با شرایط مناسب انتخاب شوند می‌توانند به رشد شرکت کمک کنند. تفریح‌های دسته جمعی، مسافرت‌های کوتاه گروهی، سرگرمی‌های سازمانی همه می‌توانند به ایجاد فضایی صمیمی و ارتباط بیشتر افراد منجر گردد که نتیجه آن بالا بردن روحیه اشخاص سازمان است. “استراتژی”، مجموعه باید در برخورد با موضوعات مختلف استراتژی مشخصی داشته باشد، توجه به جنبه تخصصی و فنی یک مسئله، نسبت به تحقیقات بازار برای گوگل از اهمیت بیشتری برخوردار است. از مهم‌ترین استراتژی‌های گوگل در حوزه فنی باز نگه داشتن فضاست تا بستن آن. برای مثال در سیستم عامل اندروید آن‌ها ترجیح دادند با استراتژی باز( open source ) پیش بروند، به این ترتیب بقیه افراد در توسعه آن مشارکت کردند و نتیجه برای گوگل بهتر بود. در موارد زیادی گوگل تکمیل فرایندها را با باز نگه‌داشتن آن بر عهده کاربران گذاشت، پروژه‌هایی همچون نقشه گوگل. آن‌ها معتقدند تا زمانی که می‌توان فضا را باز نگه داشت باید این‌گونه بود مگر مواردی که افشای آن به ضرر سازمان باشد.

استعداد – استخدام

استخدام مهم‌ترین کاری ست که شرکت‌ها انجام می‌دهند با این حال خیلی از سازمان‌ها اولولیت بالای آن را درک نکرده‌اند. در تجربه‌ای که برای یافتن کار مناسب در حوزه برنامه نویسی در تهران شخصا با آن برخورد داشتم، اینگونه بود که شرکت‌ها برای استخدام ارزش زیادی قائل نبودند. معمولا منشی‌ها یا مسئول امور اداری رزومه‌ها را مطالعه سطحی می‌کنند و افراد مصاحبه کننده مسئولان نیروی انسانی هستند، اما با خواندن کتاب گوگل چگونه کار می‌کند متوجه می‌شویم فرایند استخدام بیش از هر چیز دیگری جدی گرفته می‌شود. هر چه نیروهای جذب شده بهتر باشند در ادامه نیز نیروهای بهتری به مجموعه اضافه خواهد شد. طبق اصل اثر گله‌ای، معمولا مهندسان عالی و خلاق‌های باهوش جذب شرکت‌هایی می‌شوند که بهترین نیروها را دارند. در فرایند جذب باید نیروهایی را استخدام کرد که آموزش‌پذیر باشند، هر چه میل به یادگیری بیشتر باشد آن‌ها کارایی بهتری برای سازمان خواهند داشت، افرادی که مشتاق یادگیری هستند برای حل مشکلات سازمان نیاز به هل دادن به جلو ندارند، خودشان شروع به یادگیری می‌کنند. در مراحل استخدام گام بعد از انتخاب فرد مورد نظر از بین رزومه‌های دریافتی، مصاحبه است. افراد مصاحبه کننده باید مهارت‌های لازم برای مصاحبه را داشته باشند. زمان مناسب برای مصاحبه، از نظر گوگل 30 دقیقه است، فرد باید در چند مرحله مصاحبه شرکت کند، مصاحبه کننده‌گان باید سوال‌هایی بپرسند که بینش مصاحبه شونده را به روشنی نشان دهد برای مثال “چه چیزهایی در شرکت قبلی‌تان بود که شما را به تعجب انداخت” ، همچنین در هر مرحله مصاحبه کنندگان باید نظر خود را به روشنی و بدون توضیح اضافی در مورد مصاحبه شونده بنویسندو از بین 1 تا 4 به او نمره بدهند، مصاحبه کننده باید دقیقا بنویسد که فرد مورد نظر باید استخدام شود یا نه و دلیل این تصمیم را هم بنویسد.

سایر مباحث کتاب

در ادامه کتاب به توضیح روش‌های تصمیم‌گیری در گوگل و اینکه چطور تصمیمات بهتری بگیریم می‌پردازد. همچنین مجموعه‌ای از پیشنهادهای عملی و تئوری در باب افزایش نوآوری در محصولات ارائه می‌کند و توصیه‌هایی برای بهبود توانایی‌های فردی بیان می‌کند. حجم مطالب گفته شده در کتاب بسیار بالا و کاربردی ست و بیان آن‌ها در چند صفحه غیرممکن. توصیه می‌کنم اگر به مباحث مدیریت در مجموعه‌ها، و سازمان‌ها علاقه دارید زمانی برای مطالعه این کتاب در نظر بگیرید.